تبلیغات
حجاب و عفاف - نگاه ویژه /نظام اسلامی و مسئله پوشش زنان ( مقاله)
 
حجاب و عفاف
چادر حجاب پسندیده است.

مقدمه

در سده ی اخیر موضوع پوشش زنان همواره مورد توجه جوامع اسلامی، اندیشمندان و رهبران فرهنگی و دولت ها بوده است. در کشور ما گرچه تک نوازی هایی در مخالفت با حجاب از عهد ناصری به گوش می رسد اما انتقاد از حجاب را به طور عمده پس از مشروطیت و در میان روشنفکرانی که از فرنگ بازگشته و یا شیفته ی تحولات فرهنگی آن دیارند، مشاهده می کنیم. تبلیغاتی که حجاب زنان را ملازم پرده نشینی و دوری از دستاوردهای فرهنگی ـ اجتماعی می دانست آنقدر قوی بود که انجمن های زنان و نویسندگان و شعرای روشنفکر را به این باور رساند که پیش شرط سعادت زنان کشف حجاب است.(1) مطالعه ی آثار به جای مانده در چند دهه پس از مشروطیت نشان می دهد که اقدام رضاخان به کشف حجاب گرچه از مقبولیت مردمی برخوردار نبود، از سوی طبقه ی جدید روشنفکر و تحصیل کرده حمایت می شد(2) و آنچه گهگاه مورد انتقاد قرار می گرفت اجباری شدن کشف حجاب بود نه اصل آن.


پس از رضاشاه، فعالیت مجتهدان برای رضایت شاه جوان به توقف قانون کشف حجاب اجباری در سال 1323، زمینه سازی های رژیم پهلوی برای ممنوعیت حجاب در مراکز آموزشی در دهه ی 50، تبدیل شدن حجاب اسلامی به نماد زن انقلابی مسلمان در جریان انقلاب اسلامی، حساسیت رهبران انقلاب به موضوع حجاب از ماه های آغازین شکل گیری نظام اسلامی، تعیین ضوابطی برای پوشش در قوانین و مقررات کشوری در چند دهه ی أخیر، تدوین منشور عفاف و نگرانی های ابراز شده و نشده ی مدیران و مسئولان کشور، علما و مراجع و مردم متدین و فعالیت های برخی سازمان های غیر دولتی، همگی نشانگر آن است که «حجاب» در تاریخ معاصر ما برای هیچ یک از دو طرف درگیری، موضوعی کم اهمیت قلمداد نشده است و حتی مباحثی که از سوی برخی منتقدان در مورد عدم اهمیت حکم حجاب، به فرض پذیرش وجوب آن، مطرح می شود گاه اقدامی هوشمندانه، به منظور تضعیف اراده ی ملی و دولتی در مقابله با بی حجابی و خود نشانی از اهمیت بحث به شمار می آید.

اطلاعاتی که از خارج از مرزها، چه از کشورهای اسلامی چون تونس و ترکیه و چه از کشورهای اروپایی که ممنوعیت حجاب در آن ها اعمال شده، به دست آمده، حاکی از اهمیت حجاب به مثابه ی موضوعی اجتماعی است.

بنابراین چه معتقد به وجوب حجاب و اهمیت آن در ادبیات دینی باشیم و چه آن را، به رغم پذیرش اصل وجوب، واجد اهمیت ندانیم (چنان که برخی چنین گفته اند)(3) با موضوعی دارای حساسیت اجتماعی مواجه ایم و همین حساسیت هاست که از یک سو مدیران و متدینان را بر آن داشته است تا در مقاطع مختلف اقداماتی، هرچند ناپخته، برای اصلاح و یا کنترل وضعیت موجود انجام دهند و هم ما را بر آن می دارد تا با نقد تحلیل ها، سیاست ها و برنامه ها، ضرورت نگاهی سامان مند و عالمانه را مورد تاکید قرار دهیم.

پرسش های اصلی که این مقاله درصدد پاسخگویی اجمالی به آنهاست عبارتند از:

1ـ آیا حجاب و بی حجابی، با مختصاتی که در جوامع کنونی، به ویژه جامعه ی اسلامی، مشاهده می کنیم، پدیده ای جدید است یا دقیقاً همان چیزی است که در سر تا سر تاریخ و در صدر اسلام شاهد آن بوده ایم؟ پاسخ به این پرسش تا حد زیادی نگاه ما را به مسئله تدقیق و موضع ما را تحت تأثیر قرار می دهد.

2ـ علل و عوامل بدپوشی در جامعه ی ما، به ویژه در دو دهه ی اخیر، چیست؟

3ـ آیا حکومت موظف است و یا آن که می تواند در موضوع حجاب مداخله نماید؟

4ـ چرا دولت در اصلاح و یا کنترل این پدیده ی اجتماعی ناتوان است؟

5ـ حکومت در موضوع حجاب باید چه رویکرد ها و سیاست هایی را اتخاذ کند؟

بدین منظور شش فصل در این مقاله گنجانیده می شود در ابتدا به بررسی اجمالی بی حجابی به مثابه ی پدیده ی اجتماعی جدید می پردازیم. پس از آن نگاهی اجمالی به چرایی حجاب خواهیم داشت. پس از آن اشاره ای گذرا به مبانی مداخله ی حکومت در اصلاح پوشش خواهیم نمود. سپس به تحلیل وضعیت پوشش و بررسی علل و عوامل بدپوشی می پردازیم. آن گاه مشکلات و ملاحظات مربوط به مداخله ی دولت در موضوع حجاب را خواهیم شناخت و در نهایت بایسته های حکومتی در موضوع حجاب را بررسی خواهیم نمود.

1ـ پدیدارشناسی پوشش در عصر جدید

قرائن بسیاری نشان می دهد که زنان در طول اعصار در جوامع متمدن پوشیده بوده اند. هرچند حدّ پوشش آنان گاه کم تر و گاه بیش تر از حدود تعریف شده در شریعت اسلامی است اما در اکثر جوامع حضور اجتماعی زنان با پوشش های آراسته که تقریباً تمام حجم بدن را پوشانده باشد، متداول بوده است. شاید بتوان هرزه پوشی را ارمغان عصر جدید، به ویژه یک قرن اخیر دانست.(4)

به نظر می رسد پوشش زنان در عصر جدید مختصاتی دارد که آن را از اعصار گذشته متمایز می سازد. در این رابطه به چند مورد اشاره می شود:

1ـ1ـ محدودیت ارتباطات در اعصار گذشته. در جوامع گذشته انتخاب مدل و رنگ لباس تابع تمایلات شخصی و تأثیراتی بود که زنان طایفه و شهر بر یکدیگر می گذاشتند و این که الگوهای پوشش از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر و از منطقه ای به منطقه دیگر منتقل شود دور از انتظار بود؛ به ویژه آنجا که تعصبات فرهنگی و یا آموزه های دینی مردم را از تقلید بیگانگان بر حذر می داشت. اما امروزه گسترش ارتباطات زمینه ی تأثیرگذاری زنان در یکدیگر را بسیار تسهیل نموده است. بنابراین می توان انتظار داشت که همه روزه با انواع جدیدی از مدل های لباس مواجه باشیم. توجه به این نکته می تواند هم توضیحی بر تنوع روزافزون پوشش زنان باشد، هم پیچیده تر بودن کنترل وضعیت را توضیح دهد و هم توضیحی برای اهمیت توجه به موضوع پوشش در موقعیت کنونی جامعه ارائه دهد.

2ـ1. گره خوردن پوشش با منافع نظام سرمایه داری. آنچه وضعیت امروزین را از گذشته متمایز می سازد مدیریت شدن موضوع پوشش توسط قدرت های اقتصادی است؛ به این دلیل که تبدیل شدن زن به ابژه ی جنسی منافع شرکت های بزرگ نساجی، لوازم آرایشی، صنعت فیلم و بسیاری از صنایع دیگر را تضمین می کند و از منافع آن گرو ههایی دیگر از جمله موسسات جراحی پلاستیک هم بهره مند می شوند. بنابراین موضوع پوشش بعدی اقتصادی یافته و از آن رهگذر مختصات فرهنگی جدیدی نیز یافته است. قدرت های اقتصادی با به کارگیری علم زیست شناسی، روانشناسی و دیگر علوم، حس زیبایی شناختی جوانان را مدیریت و مصادیق جذابیت و زیبایی را مشخص می کنند. از آنجا که امروزه با حرکت های سازمان یافته برای مصرف زدگی و ابتذال در پوشش مواجه ایم اولاً اقدام برای اصلاح وضعیت پوشش با مقاومت سرسختانه ای مواجه شود. ثانیاً رنگ ها و طرح های لباس بیش از گذشته به افزایش جذابیت جنسی زنان منجر می شود. ثالثاً پیامدهای فردی، خانوادگی و اجتماعی ابتذال در پوشش به دلیل مدیریت شدن آن بیش از گذشته است.

3ـ1. هموار شدن بستر فرهنگی بد پوشی. در گذشته مفاهیم و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی همسو با حجاب شکل گرفته بود. غیرت، عفاف، حیا، قناعت، توجه به همبستگی های گروهی، اعتقاد به ارزش های اخلاقی و نهی از منکر از مفاهیم و ارزش های مقبول اجتماعی بودند که به افزایش نظارت اجتماعی و سهولت اصلاح و کنترل منجر می شدند. جایگزینی فردگرایی، مصرف گرایی، آزادی (به مفهوم لیبرالیستی آن) و لذت گرایی، در جوامع کنونی، پیش زمینه هایی هستند که تنوع پوشش را، مطابق میل شخصی، توجیه می کنند و مقولاتی چون اعتدال در پوشش، نهی از منکر، و لزوم حفظ حجاب در فرهنگ جدید وصله هایی ناچسب و اموری غیرقابل دفاع اند.

این نکته به وضوح تمایز بی حجابی در صدر اسلام و بدپوشی در جوامع کنونی را توضیح می دهد. در جامعه اسلامی تا قبل از عصر مشروطیت و نفوذ فرهنگ جدید غرب، تسامح در پوشش در جوامع شهری غالباً در دو صنف، زنان غیرمسلمان و فاحشگان گزارش می شد که اقلیت تحقیر شده ی اجتماعی بودند. در جامعه ی کنونی نه اقلیت بودن آنان چندان قطعی است و نه بدپوشان طبقه ای تحقیر شده به حساب نمی آیند. از این رو مواجهه با این گروه پیچیده تر از مقابله با بدپوشان در جوامع پیشین است.

4ـ1. سیاسی شدن موضوع حجاب. تبدیل شدن حجاب به نماد زن مسلمان انقلابی، به ویژه در کشورهای لائیک و همچنین وجود انگیزه های سیاسی احتمالی در بدپوشی تعدادی از بانوان، در جامعه ی ما، به حجاب بعدی سیاسی داده است که در گذشته چنین نبود. دخالت دولت های غربی در موضوع حجاب، ممنوعیت حجاب توسط حکومت های مسلمانی همچون افغانستان، ترکیه، ایران در چند دهه قبل و ورود کشورهایی چون تونس به کشورهای اسلامی منع کننده ی حجاب، در دهه ی اخیر نیز نشانی گویا از حساسیت حوزه ی سیاست به موضوع حجاب است.. پیوند میان الگوی ارتباط و الگوی پوشش. در دهه های اخیر الگوی پوشش زنان به گونه ای ملموس با الگوی روابط زن و مرد گره خورده است. این بدان معنا نیست که ابتذال در پوشش مستلزم سهل انگاری در برقراری ارتباط است، اما می توان این نکته را تأیید کرد که در گذشته روابط نامشروع یا سهل انگارانه کم تر در قالب ظاهرآرایی نشان داده می شد اما امروزه می توان میان بدپوشی و سهل انگاری در رابطه نسبتی مستقیم یافت. پس این ادعا که لازم است بحث از حجاب را ذیل بحث کلی عفاف مطرح نمود چندان بی مناسبت نیست.

2ـ چرایی حجاب

این که حجاب در شریعت اسلامی واجب شمرده شده نه تنها مورد اتفاق علمای اسلامی که از ضروریات دین است.(5) حکمت های تشریع وجوب حجاب گاه در متون اسلامی به اشاره یا تصریح مطرح شده است چنان چه می توان با مطالعه در آثار حجاب و بی حجابی فوائد دیگری نیز بر آن بار کرد. در اینجا به چند فایده اشاره می شود:

1ـ2. تقویت امنیت اجتماعی زنان. قرآن به صراحت کم شدن زمینه ی ایذاء زنان را از آثار حجاب دانسته است.(6) امام رضا(ع) نیز در ضمن روایتی پیامد حرمت نگاه به زنان را تهییج مردان و بروز مشکلات ناشی از آن دانسته اند.(7) این روایت گرچه در موضوع نگاه است نه حجاب اما می توان پیامد سهل انگاری در پوشش را، مشکلات ناشی از تهییج مردان دانست. امروزه این دیدگاه در میان برخی آسیب شناسان مطرح است که هرگاه شخص یا گروهی در زمینه ای آسیب پذیرند، لازم است زمینه های آسیب خود را تا حد امکان مخفی نگاه دارند. یکی از سازمان های زنان در امریکا نیز که زنان را در موضوع جنسی آسیب پذیر می بیند؛ 13 توصیه به آنان ارائه کرده است که از جمله ی آن ها عدم حضور در خلوت گاه، عدم معاشرت با غریبه ها، اصرار از تنها بودن در خیابان یا محوطه ی دانشگاه ها در ساعات پایان شب و همراه داشتن چیزی است که به مثابه ی سلاح دفاعی عمل کند.(8) در اسلام، اما، پیش شرط امنیت اجتماعی زنان آن است که خود زمینه های ناامنی را فراهم نیاورند.

2ـ2ـ افزایش آرامش روانی در جامعه. هر نظامی که انتظارات و نقش هایی را از گروه های مختلف اجتماعی انتظار دارد باید مکانیزم حمایت از نقش ها را نیز تمهید نماید. بنابراین انتظار مشارکت اجتماعی، نان آوری، فعالیت های علمی و سیاسی از تمام مردم یا گروه های خاص می طلبد که زمینه های مناسب برای حسن اجرای نقش ها فراهم شود و رعایت حجاب از زمینه هایی است که می تواند به افزایش آرامش روانی زن و مرد، کم شدن گناه و بالا رفتن توانمندی اجتماعی آن منجر شود. به تعبیر دیگر آرامش روانی می تواند استهلاک قوا در محیط اجتماعی را کاهش دهد. در اینجا نقش قوانین محدود کننده ی دین در موضوع پوشش شبیه به نقش قوانین محدود کننده در میادین ورزشی است که با ایجاد محدودیت در اعمال رفتارهای غیرورزشی در نظر گرفتن جریمه ی خطا، کارت زرد و کارت قرمز، سعی می کند تا استعداد بازیکنان را به سمت انجام رفتار ورزشکارانه متمرکز نماید.

3ـ2. حمایت از خانواده در کارکرد جنسی. اگر آستانه ی رضایتمندی جنسی را خطی فرضی بدانیم که نمایان گر آن است که رفتارهای جنسی در بالاتر از این سطح (خط) به نشاط و رضایتمندی می انجامد و پایین از آن به رضایت مندی منجر نمی شود، پیامد بالا رفتن آستانه ی رضایتمندی (مانند بالا رفتن خط فقر و خط احساس امنیت) آن است که با وجود آن که روابط جنسی متداول و قانونی توسط شخص انجام می شود اما از برقراری رابطه احساس رضایت مندی نخواهد کرد. از این رو درصدد بر می آید تا با شیوه های نامشروع به رضایتمندی دست یابد. به نظر می رسد سیاست دین آن است که از بالا رفتن آستانه ی رضایتمندی جلوگیری کند و آن را در حدی نگه دارد که توقعات و حرص جنسی افزایش نیابد و در نتیجه شخص از ارتباط جنسی درون خانوادگی احساس لذت و نشاط کند و مفاسد اجتماعی گسترده نشود. از این رو احکامی چون رعایت حجاب، حفظ نگاه (9)، پرهیز از اختلاط بی مورد،(10) پرهیز از خلوت نشینی، خوش صحبتی و مفاکهه با جنس مخالف(11)، رعایت آداب ارتباط با محارم ناهمجنس(12) و مواردی از این دست از یک سو و توصیه به خودآرایی همسران(13) و ایجاد ارتباط جنسی با نشاط از سوی دیگر(14)، به کارآمدی جنسی خانواده می انجامد. می توان حدس زد که کم ترین پیامد ابتذال در پوشش و سهل انگاری در روابط کاهش موقعیت زن در خانواده و تغییر ذائقه ی جنسی است چنان که در دهه های اخیر تغییر ذائقه جنسی در برخی جوامع سبب رویکرد بیش از پیش جوانان به روابط جنسی آزاد، روابط جنسی با محارم، همجنس گرایی و رابطه جنسی با حیوانات و اشیاء شده است و نه تنها رابطه جنسی زن و مرد در خارج از خانواده طبیعی تلقی می شود که انحصار ارتباط جنسی با همسر سبب تعجب و یا حتی تحقیر است.

باتوجه به آنچه گفته شد می توان به این شبهه پاسخ داد که چون انسان برآن چه منع شود حریص تر می شود (الناس حریص علی ما منع) بنابراین الزام به حجاب می تواند به افزایش حساسیت های جنسی بیانجامد. نگاهی به کشورهای اسلامی و غیراسلامی که حجاب را به عنوان الزام اجتماعی نپذیرفته اند، نشان می دهد که حساسیت جنسی در میان جوانان، در آن جوامع، قابل مقایسه با جامعه ی ایران نیست و حضور زنان با پوشش های متنوع سبب تحریک جوانان نمی شود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ما خود با وضع قوانین الزامی جامعه را نسبت به مسائل جنسی حساس کرده ایم.

پاسخ به این شبهه پس از توجه به بحث آستانه ی رضایتمندی چندان مشکل نیست.(15) این سخن که همواره منع به توسعه ی حرص منجر می شود دارای دو اشکال است: اول آن که صرفاً در مواردی جریان می یابد که زمینه تمایل به فعل در طبیعت انسان و یا در زمینه های تربیتی و اجتماعی موجود باشد. بنابراین حرام نمودن شرب خون و خوردن بسیاری از نجاسات زمینه ساز تمایل انسان به ارتکاب آن فعل را فراهم نمی کند چنانکه کم شدن عرضه نیز از عطش نفس می کاهد. دوم آن که غالباً نه حرمت سبب افزایش تمایل به فعل می شود و نه اعطای حکم جواز به کاهش انگیزه منجر می شود؛ بلکه می توان گفت که تمایلات نفسانی انسان نامحدود است و میل دارد تمامی عرصه ها را بکاود از این رو اگر با قناعت و خود نگه داری مهار نشود میل به جولان در عرصه های بالاتری دارد. به عبارت دیگر الزام به حجاب و ایجاد یک مرز رفتاری بین خوب و بد سبب می شود که منازعات نفس در این سطح تعریف شود اما جواز هرزه پوشی سبب می شود که تمایل و حرص نفس از این نقطه به نقطه های دیگر انتقال یابد نه آن که تمایل کلاً از بین برود.

بنابراین تحریک نشدن جوانان برخی جوامع از زنان بی حجاب یا برخی تصاویر مستهجن ناشی از وجود تهذیب اجتماعی نیست بلکه ناشی از بالا رفتن خط قناعت و رضایت مندی جنسی است که از قضا بسیار مخاطره آمیز است. در جامعه اسلامی انتظار آن است که یک جوان از نگاه به چهره و تصویر زن تحریک شود و به دلیل ممنوعیت روابط آزاد احساس نیاز به ازدواج کند و پس از ازدواج از ارتباط با همسر احساس نشاط نماید. شاید این مطلب شهید مطهری(ره) که ازدواج جوان در جامعه اسلامی خروج از محدودیت و در جوامع غربی فرار از آزادی به محدودیت است(16) بی ارتباط با این بحث نباشد.

از ملاحظه ی برخی آموزه های اسلامی می توان به حکمت های دیگری نیز دست یافت که احترام به زنان مؤمن از آن جمله است. از این رو، از یک سو صحت نماز، حتی در خانه شخصی و خلوت گاه ها مشروط به رعایت حجاب شده و از سوی دیگر نگاه کردن به سر و دست های زنان غیر مسلمان، بدون قصد ریبه، جایز شمرده شده است.(17) حفظ شادابی و زیبایی هم از آثار حجاب شمرده شده. و محتمل است به این دلیل باشد که پوشش زن به پایین آمدن آستانه ی رضایتمندی جنسی مردان می انجامد و در نتیجه چهره ی زن همواره برای مردان تازگی و زیبایی خواهد داشت.

گفته شده است الزام به حجاب مخالف آزادی است و باید برداشته شود پاسخ آن است که ناسازگاری لزوم حجاب با آزادی به مفهوم لیبرالیستی آن که به رفع هرگونه محدودیت از فکر، گفتار و کردار تفسیر می شود، روشن و بی نیاز از توضیح است اما هیچ دلیلی مقبولی بر ارزشمندی آزادی به مفهوم گفته شده اقامه نشده است اما اگر آزادی به رفع موانع رشد تفسیر شود، حجاب از مصادیق آزادی و الزام به حجاب هم ایجاد نوعی محدودیت به منظور آزادی انسان از زنگارهایی است که فکر و دل او را از حرکت به سمت رشد باز می دارد. از این روست که می توان بت شکنی ابراهیم(ع) را مصداقی روشن از حرکت آزادی بخش دانست؛ اقدامی که سبب آزاد شدن ذهن مردم از زنگار خرافه پرستی و سبب آمادگی برای مواجهه با واقعیت های متعالی می گردد.

3ـ مبانی مشروعیت در مداخله ی دولت

در چند سال اخیر این شبهه مطرح شده است که حجاب گرچه از ضروریات دین است؛ اما واجبی است فردی که تک تک مسلمانان موظف به رعایت آن هستند اما چون موضوعی شخصی است حکومت حق مداخله در آن را، در قالب جعل قوانین محدود کننده و ایجاد ضمانت های اجرایی از جمله اعمال تعزیرات، ندارد و از ادله ی تعزیرات نمی توان عمومیت اجرای آن را در هر عمل حرامی استفاده نمود. از سوی دیگر در هیچ یک از متون تاریخی برخوردی از ناحیه ی حکومت اسلامی، در زمان معصوم، با زنانی که حدود پوشش را رعایت نکرده اند، گزارش نشده است.(18) این شبهه در متن خود دو موضوع را مسلم فرض کرده است اول آن که حجاب از موضوعات فردی است نه اجتماعی. دوم آن که اگر در صدر اسلام با افرادی که پوشش شرعی را رعایت نمی کنند برخوردی شده بود، حتماً گزارش می شد.

در رابطه با فردی یا اجتماعی بودن حجاب باید در ابتدا ملاک فردی یا اجتماعی بودن را تعیین نمود. اگر منظور از امور فردی آن است که در حوزه ی روابط اجتماعی تعریف نمی شود و صرفاً مربوط به حریم خصوصی است، در این صورت به نظر می رسد پوشش به دلیل آثار اجتماعی مترتب بر آن نمی تواند موضوعی صرفاً فردی قلمداد شود. به عبارت دیگر امور فردی اموری چون خوردن، آشامیدن و خواب هستند که در رابطه ی شخص با خودش مصداق می یابد اما پوشش ظاهری بدن که می تواند آثاری چون تحریک جنسی در اجتماع را به دنبال داشته باشد موضوعی فردی نیست.

نکته ی دیگر آن است که هر تقسیمی در فقه باید آثار شرعی خاصی به دنبال داشته باشد و معلوم نیست تقسیم بندی به فردی و اجتماعی واجد اثر شرعی باشد. مسلم آن است که فرد و یا حکومت حق تجسس در امور غیرعلنی را ندارند اما گناهی که آشکارا انجام شود، چه از امور عبادی چه غیرعبادی و چه فردی و چه اجتماعی باشد، ادله ی نهی از منکر در آن جریان می یابد و بسیاری از فقها تعزیر را در این موارد نیز جایز شمرده اند.(19)

بهتر آن بود که به دو شکل دیگر استدلال می شد؛ اول آنکه برخی از گناهان حق الناس، یعنی از موارد تجاوز به حقوق مردم و برخی حق الله هستند. در موارد حق الناس -مثل تهمت و غیبت- اگر از شخص گناهکار شکایت شود قاضی نمی تواند از اعمال مجازات خود داری کند، اما در حق الله عفو یا مجازات مجرم از اختیارات حکومت است و ضرورتی برای اعمال مجازات نیست(20) و بی حجابی نیز از موارد حق الناس نیست. دوم آنکه برخی از گناهان کبائر و برخی صغیره اند. تعزیری که شارع به آنها حکم کرده در مواردی است که گناه کبیره ای ارتکاب شود اما در گناهان صغیره تعزیری از سوی خداوند تعیین نشده است.(21)

البته هیچیک از موارد فوق نتیجه مورد نظر را برای مخالفان تعزیر به همراه ندارد. چون سخن اول ضمن نفی ضرورت اعمال مجازات، جواز آن را نفی نمی کند و آن را از اختیارات حاکم می داند و گوینده سخن دوم نیز تصریح می کند که حکومت مشروع برای برقراری نظم اجتماعی و آرامش و جلوگیری از مفاسد می تواند به هر اندازه که مصلحت بداند تعزیر کند.(22)

اما نسبت به عدم ارائه گزارشی تاریخی از مقابله حکومت با بی حجابی باید گفت که فقیه پس از دستیابی به ادله ی لفظیه ی قانع کننده، هیچگاه به انتظار سندی تاریخی از اجرای حکم نمی نشیند. مگر بنابراین بوده است که تمام فعالیت های اجتماعی به شکل اسناد تاریخی منتقل شوند؟ البته اگر گزارشات تاریخی نمایانگر تسامح معصوم(ع) در برابر اجرای حکم می بود می توانست به عنوان قرینه ای در کنار قرائن دیگر ملاحظه شود. از لابه لای برخی احادیث از جمله عبارت «اذا نُهین لا ینتهین»(23) معلوم می شود که جامعه اسلامی نسبت به نهی از منکر در موضوع حجاب بدون حساسیت نبوده است.

به نظر می رسد شبهه ی مذکور بدون ملاحظه دو نکته مطرح شده است نکته اول تفاوت مختصات بد پوشی در جامعه ی ما با جامعه ی شهری صدر اسلام است. چنان که گفته شد در صدر اسلام حجاب لباس مؤمنان آزاده بود نه غیر مسلمانان و کنیزکان که اقلیتی تحقیر شده به حساب می آمدند. به همین دلیل انگیزه ی بدپوشی در جوامع شهری آشنا به آموزه های دینی کم بود و یکی از دلایل آن حفظ مرزهایی بود که زنان با شخصیت را از تحقیرشدگان ممتاز می نمود. در روایتی عایشه زنان انصار را در حفظ حجاب، پس از نزول آیه حجاب، تحسین می کند(24) و روایت دیگری نشان می دهد که با کنیزکانی که با انتخاب حجاب می خواستند خود را با زنان آزاده درآمیزند مقابله شده است. بنابراین نمی توان وضعیت کنونی را با شرایط گذشته مقایسه کرد و از عدم گزارش مقابله نتیجه گرفت که موضوع مورد حساسیت جامعه اسلامی نبوده و یا حکومت خود را موظف به مداخله نمی دانسته است.

نکته ی دوم آن که گاه ناخودآگاه با ذهنیت دنیای مدرن به قضاوت تاریخ می نشینیم و به اشتباه نتیجه گیری می کنیم. در چند دهه ی اخیر ایده دخالت حداکثری حکومت ها در شئونات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مطرح شده و دولت های رفاه به تنظیم برنامه های همه جانبه ای برای حضور در تمام عرصه ها پرداخته اند؛(25) پدیده ای که تقریباً در هیچ دوره ی تاریخی سابقه نداشته است. در دوران گذشته بسیاری از مداخله ها توسط خانواده، طایفه و مردم انجام می گرفت و دولت نقش ناظر و هدایت گر کلی و مداخله گر موردی را ایفا می نمود. بنابراین می توان انتظار داشت که در مقابله با بدپوشی نیز مردم خود را موظف به اقدام دانسته اند؛ دست کم در مواردی که با سیاست های حکومتی هم خوان باشد. در جوامع گذشته غالباً دولت ها کوچک بودند و نیروهای انتظامی را تعدادی اندک تشکیل می دادند که مأمور مقابله با ناامنی و پاسخ به مرافعات و اجرای حدود بودند؛ آن هم نه ضرورتاً به این دلیل که حکومت خود را ممنوع از مقابله با هر گناه و جرمی می دید بلکه به این دلیل که مردم خود اقدام می کردند و دولت ضرورتی به مداخله در هر امری نمی دید. بنابراین عدم تصدی گری دولتی در مواردی چون حفظ حجاب این نتیجه را نخواهد داشت که دولت های جدید که شأن خود را مداخله در بسیاری از امور می دانند، نیز حق دخالت در موضوعاتی چون حجاب را ندارند. مهمتر از همه آنکه پذیرش عدم مداخله حکومت در صدر اسلام نشانگر آن است که مداخله حکومت لازم نیست نه آنکه اقدامات حکومتی مجاز نباشد.

به نظر می رسد برای جواز مداخله حکومت در موضوع پوشش 3 دلیل را می توان اقامه نمود:

اول. معروف میان فقها آن است که حاکم اسلامی می تواند در مقابل هر عمل حرامی مجازات کند چه این عمل محرم مستوجب حد منصوص شرعی باشد، و چه آن که از مواردی باشد که حد خاصی برای آن ذکر نشده باشد و چه فعل حرام عمل فردی، چون روزه خواری وترک نماز و استمناء باشد و چه عملی که در حوزه ی روابط اجتماعی تعریف می شود چون فروش سلاح به دشمنان در زمان جنگ، جاسوسی و موارد دیگر.(26) علاوه بر اطلاق ادله تعزیرات مواردی از مداخلات معصوم(ع) گزارش شده است که می تواند تأییدی بر جواز ورود حکومت در عرصه های ذکر شده باشد.

دوم. از ادله ی وجوب نهی از منکر می توان برداشت کرد که هر کس به حسب توانایی موظف است واجبات را اقامه و از وقوع محرمات جلوگیری کند و اعمال مجازات بر منکرات، خود از مصادیق جلوگیری از منکر است. از سوی دیگر ادله ی نهی از منکر میان منکرات تفکیکی قائل نشده است که در برخی موارد نهی منکر واجب باشد و در برخی موارد نه.(27) واضح است که ملاحظاتی که در مورد مداخله اشخاص در مراتبی از نهی از منکر، مثل ضرب و شتم، موجود است که به دلیل احتمال هرج و مرج یا ناأمنی اجتماعی به اذن حاکم موکول شده است(28)، در موارد مداخله ی حکومت وجود ندارد بلکه از وظایف حکومت آن است که شرایط امر به معروف و نهی از منکر را ایجاد کند.(29) بنابراین کسانی که مداخله حکومت را نفی می کنند علی القاعده باید بر این باور باشند که در عصر غیبت امام(ع) نهی از منکر منحصر به نصیحت است و البته این دیدگاه با مبنای پذیرش حکومت اسلامی درعصر غیبت سازگار نیست.

سوم. از برخی ادله استفاده می شود که ولیّ شخص می تواند، در دایره ی مصلحت، در شئونات مولّی علیه تصرف کند. به همین دلیل است که پدر می تواند فرزند خود را به کارهایی وادارد یا از کارهایی بازدارد و از اموالش به نفع خود او خرج کند. این تصرفات نه فقط در دایره ی واجبات و محرمات که در دایره ی مباحات نیز جاری است. بنابراین پدر می تواند طبق مصلحت فرزند را به فراگیری علم و فن وادارد، از معاشرت با برخی افراد بازدارد و رفت و آمد وی را در ساعاتی محدود نماید. همین موضوع در رابطه با دخالت حکومت در شئونات مسلمین نیز جاری است. برخی فقها حکومت فقیه را در محدوده ا ی خاص که عبارت از ایجاد نظم و مقابله با هرج و مرج است جایز و به امور حسبیّه منحصر می کنند اما اگر معتقد به عمومیت ادله ی ولایت شدیم حکومت می تواند، در فرض احراز مصحلت اجتماعی، در شئونات جامعه اسلامی مداخله و از این جهت به مثابه ی پدر نسبت به طفل عمل کند و البته این مداخله هم صرفاً در محدوده ی واجبات و محرمات نیست و حکومت می تواند اقدامات صحیحی را که به اصلاح رویه های عمومی و ارتقاء فرهنگی و اجتماعی مردم می انجامد، اتخاذ نمایند.(30) البته این اقدامات نباید صرفاً در قانون گذاری و اجرای قانون محدود گردد و تمام اقداماتی را که به منظور اصلاح نگرش ها، تمایلات و رفتار عمومی انجام می شود، شامل می گردد.

از آنچه ذکر می شد می توان دریافت دیدگاه کسانی که ولایت فقیه را براساس مبانی امام(ره)، پذیرفته اند و با این وجود به مداخله حکومت در موضوع حجاب معترضند تا چه حد قابل مناقشه است؟

البته پذیرش مشروعیت مداخله ی حکومت، از سوی ما، صرفاً به این معناست که پس از احراز مصلحت در اتخاذ یک شیوه است که حکومت اسلامی مجاز به اتخاذ آن رویه است. بنابراین نمی توان از مباحث پیش گرفته جواز ورود حکومت به هر عرصه ای را اثبات نمود.

پس از پذیرش مبنای مداخله حکومت اسلامی توجه به این نکته لازم است که مطلوب از نهی از منکر، مقابله با منکر، صرفه نظر از نتایج حاصل بر آن نیست بلکه منظور اتخاذ روش هایی است که به موجب آن تمایل به گناه کم شود و گناه تکرار نشود و البته ممکن است مسیرهای خاصی نیز برای این منظور پیش بینی شده باشد.(31) از این رو حکومت باید صرفاً به راه هایی بیندیشید که نتیجه ی مورد نظر را در پی داشته باشد پس اگر وضع قوانین یا اجرای آن در یک جامعه تأثیری در ارتکاب گناه نداشت و مصلحتی را تأمین نکرد نمی توان اجرای آن را وظیفه ی حکومت و یا حتی مطلوب شمرد.

4ـ تحلیل وضعیت پوشش در جامعه ی ما

اگر بخواهیم به آسیب شناسی عملکرد نظام در موضوع پوشش بپردازیم، بی شک یکی از مهم ترین موارد آن است که در دو دهه ی گذشته مسئولان یا نهادها قبل از آن که درعلل و عوامل گسترش ابتذال در پوشش به تحلیل روشن، علمی و قابل دفاع برسند عزم خود را بر اصلاح وضعیت متمرکز کردند. از این رو بسیاری از اقدامات یا بدون نتیجه ماند و یا از قضا تأثیری معکوس بر جای گذاشت.

در تحلیل وضعیت پوشش علاوه بر آن که باید از تقلیل گرایی اجتناب و تمام علل و عوامل را تا حد امکان واکاوی نمود لازم است سهم تأثیرگذاری هر یک از عوامل را نیز مشخص کرد. در اینجا تحقیقات میدانی کارشناسانه می تواند تا حدود زیادی به کار آید. متأسفانه اغلب پژوهش های انجام شده دراین زمینه، جدا از آن که گاه جانب دارانه انجام شده است، بر اسلوب عالمانه ای استوار نیست و نکات علمی ساده در آن مراعات نشده است به عنوان مثال آن گاه که یک پروژه درصدد اثبات علل رویکرد به بدپوشی است دیدگاه های عنوان شده توسط دختران و زنان را به عنوان علت واقعی مطرح می کند که از دو جهت قابل تأمل است اول آن که مکانیزم علمی، در بسیاری از این پژوهش ها برای احراز صحت گفته ها پیش بینی نشده است و دوم آن که پذیرش صداقت افراد مورد پرسش تنها می تواند برداشت آن ها را از علت ها بیان کند نه علل واقعی را. بنابراین اگر شخصی علت بدپوشی خود را مشکل اقتصادی در تهیه چادر عنوان کرد نمی توان به صرف این گفته نتیجه گرفت که گرانی لباس از علل بدپوشی است. در اینجا نقش کارشناسان فن در تحلیل داده ها و تفکیک میان عوامل واقعی و عوامل احساسی(32) مشخص می شود.

وضعیت پوشش در سه دهه ی اخیر نشان می دهد که از سال 56 تا 59 وضعیت پوشش بانوان روندی رو به رشد داشته است. تحلیل همین پدیده می تواند در بررسی علل بدپوشی در سال های بعد روشنگر باشد. با وجود آن که از زمان شکل گیری انقلاب تا زمان استقرار نظام اسلامی وجهه ی همت و مسئله ی اصلی جامعه ی اسلامی موضوع حجاب نبود، تمایل به حجاب چگونه توجیه می شود؟ پاسخ آن است که آرمان جامعه یا بخش های تأثیرگذار آن نابودی رژیم سلطنتی و تشکیل جمهوری اسلامی بود. از آنجا که رژیم پهلوی در نقطه ی محوری نفرت عمومی قرار داشت آنچه به وضوح با این رژیم پیوند خورده بود، از جمله کشف حجاب، در دایره ی نفرت عمومی قرار گرفت و آنچه با اسلام و نظام اسلامی تعریف می شد اقبال عمومی یافت و نظام ارزشی جامعه دگرگون شد، به همین دلیل آرمان انقلاب توانست روحانیت و نخبگان مذهبی را به عنوان مهم ترین گروه مرجع در جامعه معرفی کند و حجاب بانوان مورد انتظار آنان بود. این احساس عمومی و انقلابی تا ماه ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی جریان داشت و البته از سال 58 به بعد توصیه ی رهبران مذهبی به حجاب و لزوم تعیین ضوابط قانونی برای مقابله با بی حجابی و انتظار جامعه مذهبی برای اصلاح وضعیت موجود، در عمومی شدن حجاب موثر افتاد.

از سال 59 با آغاز جنگ تحمیلی با چند مسئله مواجه شدیم. از یک سو آوارگی بسیاری از خانواده ها و مهاجرت آنان به حاشیه ی شهرهای دیگر، افزایش نارضایتی از پیامدهای جنگ (از جمله گرانی)، حضور بسیاری از جوانان مذهبی در جبهه ها و کاهش اقتدار آنان در شهرها و عطف توجه مدیران به موضوع جنگ و فقدان برنامه ریزی در زمینه ی گسترش فرهنگ عفاف و از سوی دیگر گسترش برنامه های فرهنگی جهان غرب بر علیه انقلاب اسلامی. در نقطه ی مقابل جنگ توانسته بود انسجام اجتماعی و حس ایثار را تقویت کند و توجه به مسئله ی اصلی ـ جنگ ـ سبب می شد که بسیاری مسائل از جمله موضوع آزادی های اجتماعی و آزادی پوشش، برابری حقوق زن و مرد و مسائلی از این دست در حاشیه قرار گرفته و یا اصلاً مسئله ی اقلیت راحت طلب تلقی شود نه مسئله ی عموم مردم. از این رو مسئله پوشش بانوان در طول جنگ هیچ گاه به عنوان مشکل حاد مطرح نشده بود.

ادامه...............>http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/0/80146?SearchText=%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8



نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله ای پیرامون پوشش، حجاب، مسئله پوشش زنان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 10 اسفند 1396 03:40 ب.ظ
من رفتم به برادر کوچکم بگویم که او نیز باید به طور منظم به این وبسایت بپردازد
به روز رسانی از داغترین به روز رسانی اخبار به دست آوردن.
دوشنبه 2 بهمن 1396 07:25 ب.ظ
هر کس آن را دوست دارد هر زمان که مردم می آیند و ایده ها را به اشتراک می گذارند.
وبلاگ بزرگ، چوب با آن!
جمعه 17 آذر 1396 06:35 ق.ظ
Excellent post. I was checking continuously this blog and
I am impressed! Extremely helpful information particularly the last part
:) I care for such info much. I was seeking this certain info for a
long time. Thank you and good luck.
دوشنبه 13 شهریور 1396 02:23 ب.ظ
Right away I am going to do my breakfast, when having my breakfast coming again to read more news.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 10:16 ب.ظ
Its such as you learn my thoughts! You seem to understand a lot approximately
this, such as you wrote the e book in it or something. I feel that you can do with
some p.c. to drive the message house a bit, but other than that,
that is wonderful blog. A fantastic read. I will certainly
be back.
جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:45 ق.ظ
It's an awesome post in support of all the online viewers; they will get advantage from it I
am sure.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:46 ب.ظ
I read this paragraph completely concerning the comparison of newest and preceding
technologies, it's awesome article.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی