تبلیغات
حجاب و عفاف - بالا بردن ارزش
 
حجاب و عفاف
چادر حجاب پسندیده است.

عللی كه قبلا ذكر كردیم كم و بیش مورد استفاده مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است . به عقیده ما یك علت اساسی در كار است كه مورد غفلت واقع‏ شده است . به عقیده ما ریشه اجتماعی پدید آمدن حریم و حائل میان زن و مرد را در میل به ریاضت ، یا میل مرد به استثمار زن ، یا حسادت مرد ، یا عدم امنیت اجتماعی ، یا عادت زنانگی نباید جستجو كرد و لااقل باید كمتر در اینها جستجو كرد . ریشه این پدیده را در یك تدبیر ماهرانه غریزی‏ خود زن باید جستجو كرد
به طور كلی بحثی است درباره ریشه اخلاق جنسی زن از قبیل حیا و عفاف ، و از آنجمله است تمایل به ستر و پوشش خود از مرد . در اینجا نظریاتی‏ ابراز شده است

 

                               مطهری

دقیق‏ترین آنها اینست كه حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است كه خود زن با یك نوع الهام برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به كار برده است . زن با هوش فطری و با یك حس مخصوص به خود دریافته است كه از لحاظ جسمی نمی‏تواند با مرد برابری كند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم كند از عهده زور با زوی مرد بر نمی‏آید ، و از طرف دیگر نقطه‏ ضعف مرد را در همان نیازی یافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است‏ كه او را مظهر عشق و طلب ، و زن را مظهر معشوقیت و مظلومیت قرار داده‏ است . در طبیعت ، جنس نر گیرنده و دنبال كننده آفریده شده است . به‏ قول ویل دورانت : " آداب جفتجوئی عبارت است از حمله برای تصرف در مردان ، و عقب‏ نشینی برای دلیری و فریبندگی در زنان . . . مرد طبعا جنگی و حیوان شكاری‏ است ، عملش مثبت و تهاجمی است . زن برای مرد همچون جائزه‏ای است كه‏ باید آنرا برباید "
وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زیور و خودآرائی و تجمل شد كه‏ از آن راه مرد تصاحب كند ، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز شد . دانست كه نباید خود را رایگان كند بلكه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر كند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد
ویل دورانت می‏گوید : " حیا امر غریزی نیست بلكه اكتسابی است . زنان دریافتند كه دست و دل‏بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند "
ویل دورانت می‏گوید : " خودداری از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شكار مردان است . اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می‏كردند توجه‏ ما به آن جلب می‏شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریك می‏گردید . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آنكه بداند حس‏ می‏كند كه این خودداری ظریفانه از یك لطف و رقت عالی خبر می‏دهد "
مولوی ، عارف نازك اندیش و دوربین خودمان مثلی بسیار عالی در این‏ زمینه می‏آورد ، اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد می‏گوید :
زین للناس حق آراسته است
زانچه حق آراست چون تانند رست
چون پی یسكن الیهاش آفرید
كی تواند آدم از حوا برید
رستم زال ار بود ، وز حمزه بیش
هست در فرمان اسیر زال خویش
آنكه عالم مست گفتارش بدی
كلمینی یا حمیرا می‏زدی
آنگاه راجع به تأثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز ، مثلی لطیف می‏آورد : آنها را به آب و آتش تشبیه می‏كند ، می‏گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش ، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته‏ شود آب بر آتش غلبه می‏كند و آنرا خاموش می‏سازد ، اما اگر حائل و حاجبی‏ میان آن دو برقرار گردد مثل اینكه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن كنند ، آنوقت است كه آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می‏دهد ، اندك اندك او را گرم می‏كند و احیانا جوشش و غلیان در او به وجود می‏آورد ، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبدیل به بخار می‏سازد . می‏گوید :
آب غالب شد بر آتش از لهیب
زآتش او جوشد چو باشد در " حجیب "
چونكه دیگی حایل آمد آن دو را
نیست كرد آن آب را كردش هوا
مرد برخلاف آنچه ابتدا تصور می‏رود ، در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است . مرد همیشه عزت و استغناء و بی‏ اعتنائی زن را نسبت به خود ستوده است
ابن العفیف می‏گوید :
تبدی النفار دلالا و هی آنسه
یا حسن معنی الرضا فی صوره الغضب
نظامی می‏گوید :
چه خوش نازی است ناز خوبرویان
زدیده رانده را از دیده جویان
به طور كلی رابطه‏ای است میان دست نارسی و فراق از یك طرف و عشق و سوز و گرانبهائی از طرف دیگر ، همچنانكه رابطه‏ای است میان عشق و سوز از یك طرف و میان هنر و زیبائی از طرف دیگر ، یعنی عشق در زمینه فراقها و دست نارسی‏ها می‏شكفد و هنر و زیبائی در زمینه عشق رشد و نمو می‏یابد
برتراند راسل می‏گوید : " از لحاظ هنر مایه تأسف است كه به آسانی به زنان بتوان دست یافت‏ و خیلی بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غیر ممكن گردد "
هم او می‏گوید : " در جائی كه اخلاقیات كاملا آزاد باشد ، انسانی كه بالقوه ممكن است‏ عشق شاعرانه‏ای داشته باشد عملا بر اثر موفقیتهای متوالی به واسطه جاذبه‏ شخصی خود ، ندرتا نیازی به توسل به عالیترین تخیلات خود خواهد داشت "
ویل دورانت در لذات فلسفه می‏گوید : " آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می‏گردد . زیبائی به قدرت میل‏ بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ، ضعیف و با منع و جلوگیری ، قوی‏ می‏گردد "
از همه عجیب‏تر سخنی است كه یكی از مجلات زنانه از آلفرد هیچكاك - كه‏ به قول آن مجله به حسب فن و شغل فیلمسازی خود درباره زنان تجارب فراوان‏ دارد - نقل می‏كند . او می‏گوید : " من معتقدم كه زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان و پرآنتریك باشد ، بدین‏ معنی كه ماهیت خود را كمتر نشان دهد و برای كشف خود مرد را به نیروی‏ تخیل و تصور زیادتری وادارد . باید زنان پیوسته بر همین شیوه رفتار كنند یعنی كمتر ماهیت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای كشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد "
ایضا همان مجله در شماره دیگری از همین شخص چنین نقل می‏كند : " زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و رویبندی كه به‏ كار می‏بردند خود بخود جذاب می‏نمودند و همین مسأله جاذبه نیرومندی بدانها می‏داد ، اما به تدریج با تلاشی كه زنان این كشورها برای برابری با زنان‏ غربی از خود نشان می‏دهند حجاب و پوششی كه دیروز بر زن شرقی كشیده شده بود از میان می‏رود و همراه آن از جاذبه جنسی او هم‏ كاسته می‏شود "
می‏گویند : " مشتاقی است مایه مهجوری " . این صحیح است اما عكس آن‏ هم صحیح است كه : " مهجوری است مایه مشتاقی " . امروز یكی از خعهایی كه در دنیای اروپا و امریكا وجود دارد خع عشق است‏ . در كلمات دانشمندان اروپائی زیاد این نكته به چشم می‏خورد كه اولین‏ قربانی آزادی و بی‏بند و باری امروز زنان و مردان ، عشق و شور و احساسات‏ بسیار شدید و عالی است . در جهان امروز هرگز عشقهائی از نوع عشقهای شرقی‏ از قبیل عشقهای مجنون و لیلی ، و خسرو و شیرین رشد و نمو نمی‏كند
نمی‏خواهم به جنبه تاریخی قصه مجنون و لیلی ، و خسرو و شیرین تكیه كرده‏ باشم ، ولی این قصه‏های بیان كننده واقعیاتی است كه در اجتماعات شرقی‏ وجود داشته است
از این داستانها می‏توان فهمید كه زن بر اثر دور نگهداشتن خود از دسترسی‏ مرد تا كجا پایه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نیاز مرد را به‏ آستان خود فرود آورده است ؟ قطعا درك زن این حقیقت را در تمایل او به‏ پوشش بدن خود و مخفی كردن خود به صورت یك راز تأثیر فراوان داشته است‏


نوع مطلب : ثبات ارزش انسانی بوسیله حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 15 اسفند 1396 07:52 ب.ظ
این شرم است که شما یک دکمه اهدا ندارید! من قطعا اهدا می کنم
این وبلاگ فوق العاده! فکر میکنم برای من هم همینطور است
نشانه گذاری و اضافه کردن خوراک RSS به حساب Google من.
من منتظر به روز رسانی های جدید هستم و این سایت را با گروه فیس بوک به اشتراک می گذارم.
به زودی صحبت می کنیم!
جمعه 4 اسفند 1396 05:34 ب.ظ
سلام! من می دانم این نوع از موضوع است اما من تعجب کردم اگر می دانستید
کجا می توانم پلاگین captcha برای فرم نظر من پیدا کنم؟
من از همان پلت فرم وبلاگ به عنوان شما استفاده می کنم و مشکل پیدا کردن دارم
یکی؟ خیلی ممنون!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:16 ب.ظ
I really like what you guys are usually up too. This type of clever work and coverage!

Keep up the good works guys I've added you guys to blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی