تبلیغات
حجاب و عفاف - ضمیمه 1
 
حجاب و عفاف
چادر حجاب پسندیده است.
شنبه 6 آذر 1389

تفسیر آیات 27 تا 34 سوره نور

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  152

-------------------------

ترجمه آیات

شما كه ایمان دارید به خانه هیچ كس غیر از خانه های خود داخل نشوید تا آنكه آشنایی دهید و بر اهلش سلام كنید این برای شما بهتر است امید است كه پند گیرید ( 27 ) .

و اگر كسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا شما را اجازه دهند  و اگر گفتند برگردید برگردید كه این برای شما پاكیزه تر است و خدا به اعمالی كه می كنید دانا است ( 28 ) .

و اما در خانه های غیر مسكونی برای شما گناهی نیست كه به خاطر كالایی كه در آن دارید داخل شوید و خدا آنچه را كه آشكار و یا پنهان كنید می داند ( 29 ) .

به مردان مؤمن بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان اجنبی باز گیرند و فرجهای خویش را نگهدارند این برای ایشان پاكیزه تر است كه خدا از كارهایی كه می كنید آگاه است ( 30 ) .

و به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند و فرجهای خویش را حفظ كنند و زینت خویش را جز آنچه آشكار است آشكار نسازند و باید كه روپوش هایشان را به گریبان ها كنند و زینت خویش را نمایان نكنند مگر برای شوهرانشان   یا پدران و یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران و یا برادران و یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان و یا زنان و یا آنچه مالك آن شده اند یا افراد سفیه كه تمایلی به زن ندارند و یا كودكانی كه از اسرار زنان خبر ندارند   و مبادا پای خویش را به زمین بكوبند تا آنچه از زینتشان كه پنهان است ظاهر شود ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید ( 31 ) .

دختران و پسران و غلامان و كنیزان عزب خود را اگر شایستگی دارند نكاح نمایید كه اگر تنگدست باشند خدا از كرم خویش توانگرشان كند كه خدا وسعت بخش و دانا است ( 32 ) .

و كسانی كه وسیله نكاح كردن ندارند به عفت سر كنند تا خدا از كرم خویش از این بابت بی نیازشان كند و از مملوكانتان كسانی كه خواستار آزادی خویش و پرداخت بهای خود از دسترنج خویشند اگر خیری در آنان سراغ دارید پیشنهادشان را بپذیرید و از مال خدا كه عطایتان كرده به ایشان بدهید و كنیزان خود را كه می خواهند دارای عفت باشند به خاطر مال دنیا به زناكاری وامدارید   و اگر كنیزی به اجبار مالكش وادار به زنا شد خدا نسبت به وی آمرزنده و رحیم است ( 33 ) .

ما آیه های روشن با مثلی از سرگذشت نیاكان شما و پندی برای پرهیزگاران به تو نازل كردیم ( 34 ) .

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  153

-------------------------

منبع : استفاده از نرم افزار قرآنی الرحمان

بیان آیات

در این آیات احكام و شرایعی كه متناسب و مناسب با مطالب گذشته است تشریع شده .

یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ... انس به هر چیز و به سوی هر چیز به معنای الفت گرفتن به آن و آرامش یافتن قلب به آن است و كلمه استیناس به معنای عملی است كه به این منظور انجام شود مانند : استیناس برای داخل شدن خانه به وسیله نام خدا بردن   و یا  یا الله گفتن  یا تنحنح كردن و امثال آن  تا صاحب خانه بفهمد كه شخصی می خواهد وارد شود   و خود را برای ورود او آماده كند چه بسا می شود كه صاحب خانه در حالی قرار دارد كه نمی خواهد كسی او را به آن حال ببیند و یا از وضعی كه دارد با خبر شود .

از اینجا معلوم می شود كه مصلحت این حكم پوشاندن عورات مردم   و حفظ احترام ایمان است   پس وقتی شخص داخل شونده هنگام دخولش به خانه غیر   استیناس كند   و صاحب خانه را به استیناس خود آگاه سازد   و بعد داخل شده و سلام كند   در حقیقت او را در پوشاندن آنچه باید بپوشاند كمك كرده   و نسبت به خود ایمنی اش داده .

و معلوم است كه استمرار این شیوه پسندیده   مایه استحكام اخوت و الفت و تعاون عمومی بر اظهار جمیل و ستر قبیح است و جمله ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون هم اشاره به همین فواید است   یعنی شاید با استمرار بر این سیره متذكر وظیفه خود بشوید   كه چه اموری را باید رعایت كنید   و چگونه سنت اخوت را در میان خود احیا  سازید   و در سایه آن   قلوب را با هم مالوف نموده   به تمامی سعادتهای اجتماعی برسید .

بعضی از مفسرین گفته اند : جمله لعلكم تذكرون تعلیل است برای مطلبی حذف شده و تقدیر آن به شما چنین گفته شده تا شاید متذكر مواعظ خدا بشوید و بدانید كه علت و فلسفه این دستورات چیست می باشد   و بعضی دیگر گفته اند تقدیر جمله حتی 

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  154

-------------------------

تستانسوا و تسلموا   حتی تسلموا و تستانسوا می باشد   ولی خواننده بی اعتباری آن را خود درك می كند .

فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لكم ... یعنی اگر دانستید كه احدی در خانه نیست - البته كسی كه اختیار دار اجازه دخول است - پس داخل نشوید تا از ناحیه مالك اذن   به شما اجازه داده شود .

و منظور این نیست كه سر به داخل خانه مردم كند   اگر كسی را ندید داخل نشود   چون سیاق آیات شاهد بر این است كه همه این جلوگیریها برای این است كه كسی به عورات و اسرار داخلی مردم نظر نیندازد .

این آیه شریفه حكم داخل شدن در خانه غیر را در صورتی كه كسی كه اجازه دهد در آن نباشد بیان كرده   و آیه قبلی حكم آن فرضی را بیان می كرد كه اجازه دهنده ای در خانه باشد   و اما حكم این صورت كه كسی در خانه باشد ولی اجازه ندهد   بلكه از دخول منع كند آیه و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكی لكم و الله بما تعملون علیم آن را بیان كرده .

لیس علیكم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسكونة فیها متاع لكم ... ظاهر سیاق این است كه جمله فیها متاع لكم صفت بعد از صفت برای كلمه بیوتا است  نه اینكه جمله ای نو و ابتدایی باشد  و جمله لیس علیكم جناح را تعلیل كند و ظاهرا كلمه متاع به معنای استمتاع و بهره گیری باشد .

بنابر این آیه مورد بحث تجویز می كند داخل شدن در خانه هایی را كه برای استمتاع بنا شده و كسی در آن سكونت طبیعی ندارد  مانند كاروانسراها و حمامها و آسیابها و امثال آن  زیرا همین كه برای عموم ساخته شده است خود اذن عام برای داخل شدن است .

و چه بسا بعضی گفته باشند كه مراد از متاع  معنای اسمی كلمه است  یعنی اثاث و چیزهایی كه برای خرید و فروش عرضه می شود  مانند تیمچه ها و بازارها كه صرف ساخته شدنش برای این كار اذن عام برای دخول است  ولی این وجه خالی از بعد نیست  چون لفظ آیه از افاده آن قاصر است .

قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبیر بما یصنعون كلمه غض به معنای روی هم نهادن پلك های چشم است  و كلمه ابصار 

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  155

-------------------------

جمع بصر است كه همان عضو بیننده باشد و از اینجا معلوم می شود كه كلمه من در جمله من ابصارهم برای ابتدای غایت است   و یا برای بیان جنس   و یا تبعیض باشد كه هر یك را مفسری گفته   و معنایش این است كه مؤمنین چشم پوشی را از خود چشم شروع كنند .

پس در جمله قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم از آنجایی كه كلمه یغضوا مترتب بر قل - بگو می باشد نظیر ترتبی كه جواب شرط بر شرط دارد قهرا دلالت می كند بر اینكه قول در اینجا به معنای امر است   و معنای جمله این است كه به مؤمنین امر كن كه چشم خود را بپوشند   و تقدیر آن این است كه : ایشان را امر به غض و چشم پوشی كن كه اگر امر بكنی چشم خود را می پوشند   و این آیه به جای اینكه نهی از چشم چرانی كند   امر به پوشیدن چشم كرده و فرقی ندارد   آن امر این نهی را هم افاده می كند و چون مطلق است نگاه به زن اجنبی را بر مردان   و نگاه به مرد اجنبی را بر زنان تحریم فرموده .

و جمله و یحفظوا فروجهم نیز به معنای این است كه به ایشان امر كن تا فرج خود را حفظ كنند و كلمه فرجه و فرج به معنای شكاف در میان دو چیز است كه با آن از عورت كنایه آورده اند   و در قرآن كریم هم كه سرشار از اخلاق و ادب است همیشه این كنایه را استعمال كرده   به طوری كه راغب گفته در عرف هم به خاطر كثرت استعمال مانند نص و اسم صریح برای عورت شده است .

و مقابله ای كه میان جمله یغضوا من ابصارهم با جمله یحفظوا فروجهم افتاده   این معنا را می رساند كه مراد از حفظ فروج پوشاندن آن از نظر نامحرمان است   نه حفظ آن از زنا و لواط كه بعضی پنداشته اند   در روایت هم از امام صادق (علیه السلام) رسیده كه فرمود : تمامی آیاتی كه در قرآن درباره حفظ فروج هست به معنای حفظ از زنا است   به غیر این آیه كه منظور در آن حفظ از نظر است .

و بنابر این ممكن است جمله اولی از این دو جمله را با جمله دومی تقیید كرده   و گفت مدلول آیه تنها نهی از نظر كردن به عورت   و امر به پوشاندن آن است .

آنگاه به مصلحت این حكم اشاره نموده   و با بیان آن مردم را تحریك می كند كه مراقب این حكم باشند و آن اشاره این است كه می فرماید : این بهتر شما را پاك می كند   علاوه بر این خدا به آنچه می كنید با خبر است .

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  156

-------------------------

و قل للمؤمنات یغضضن ... كلام در جمله و قل للمؤمنات ... همان است كه در جمله قل للمؤمنین ... گذشت .

پس برای زنان هم جایز نیست نظر كردن به چیزی كه برای مردان جایز نیست   و بر ایشان هم واجب است كه عورت خود را از اجنبی - چه مرد و چه زن - بپوشانند .

و اما اینكه فرمود : و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها كلمه ابدا  به معنای اظهار است و مراد از زینت زنان   مواضع زینت است   زیرا اظهار خود زینت از قبیل گوشواره و دست بند حرام نیست   پس مراد از اظهار زینت   اظهار محل آنها است .

خدای تعالی از این حكم آنچه را كه ظاهر است استثنا  كرده .

و در روایت آمده كه مقصود از آنچه ظاهر است صورت و دو كف دست و قدمها می باشد   كه بحثش به زودی خواهد آمد .

ان شا  الله .

و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن - كلمه خمر به دو ضمه - جمع خمار است   و خمار آن جامه ای است كه زن سر خود را با آن می پیچد   و زاید آن را به سینه اش آویزان می كند .

و كلمه جیوب جمع جیب - به فتح جیم و سكون یا  است كه معنایش معروف است   و مراد از جیوب   سینه ها است   و معنایش این است كه به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه ها را به سینه های خود انداخته   آن را بپوشانند .

و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن ... او بنی اخواتهن - كلمه بعولة به معنای شوهران است .

و طوایف هفتگانه ای كه قرآن از آنها نام برده محرم های نسبی و سببی هستند .

و اجداد شوهران حكمشان حكم پدران ایشان   و نوه های شوهران حكمشان حكم فرزندان ایشان است .

و اینكه فرمود : نسائهن و زنان را اضافه كرد به ضمیر زنان   برای اشاره به این معنا بوده كه مراد از نسا  زنان مؤمنین است كه جایز نیست خود را در برابر زنان غیر مؤمن برهنه كنند   از روایات وارده از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) هم همین معنا استفاده می شود .

اطلاق جمله او ما ملكت ایمانهن هم شامل غلامان می شود و هم كنیزان   و از روایات نیز این اطلاق استفاده می شود   همچنان كه به زودی خواهد آمد   و این جمله یكی از مواردی است كه كلمه ما در صاحبان عقل استعمال شده   و در معنای من - كسی كه به كار رفته است .

او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال - كلمه اربه به معنای حاجت است   و منظور از این حاجت شهوتی است كه مردان را محتاج به ازدواج می كند   و كلمه من الرجال بیان تابعین است .

و مراد از این رجال تابعین افراد سفیه و ابلهی هستند كه تحت

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  157

-------------------------

قیمومت دیگران هستند و شهوت مردانگی ندارند .

او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النسا  - الف و لام در الطفل برای استفراق است و كلیت را می رساند   یعنی جماعت اطفالی كه بر عورتهای زنان غلبه نیافته اند یعنی آنچه از امور زنان كه مردان از تصریح به آن شرم دارند   اطفال زشتی آن را درك نمی كنند   و این به طوری كه دیگران هم گفته اند كنایه از حد بلوغ است .

و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن - پاهای خود را محكم به زمین نزنند تا صدای زیورآلاتشان از قبیل خلخال و گوشواره و دستبند به صدا در نیاید .

و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلكم تفلحون - مراد از توبه به طوری كه از سیاق بر می آید بازگشت به سوی خدای تعالی است   به امتثال اوامر او   و انتها  از نواهیش و خلاصه پیروی از راه و صراطش .

و انكحوا الایامی منكم و الصالحین من عبادكم و امائكم كلمه انكاح به معنای تزویج   و كلمه ایامی جمع ایم به فتحه همزه و كسره یا  و تشدید آن - به معنای پسر عزب و دختر عزب است   و گاهی به دختران عزب ایمه هم می گویند و مراد از صالحین صالح برای تزویج است   نه صالح در اعمال .

ان یكونوا فقرا  یغنهم الله من فضله - و عده جمیل و نیكویی است كه خدای تعالی داده   مبنی بر اینكه از فقر نترسند كه خدا ایشان را بی نیاز می كند و وسعت رزق می دهد   و آن را با جمله و الله واسع علیم تاكید كرده البته رزق هر كس تابع صلاحیت او است   هر چه بیشتر بیشتر   البته به شرطی كه مشیت خدا هم تعلق گرفته باشد   و - ان شا  الله - به زودی در سوره ذاریات آیه 23 كه می فرماید : فورب السما  و الارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون بحثی درباره معنای وسعت رزق خواهد آمد .

و لیستعفف الذین لا یجدون نكاحا حتی یغنیهم الله من فضله كلمه استعفاف و تعفف با همدیگر قریب المعنا هستند .

و مراد از نیافتن نكاح قدرت نداشتن بر مهریه و نفقه است .

و معنای آیه این است كه كسانی كه قدرت بر ازدواج ندارند از زنا احتراز بجویند تا خداوند ایشان را از فضل خود بی نیاز كند .

و الذین یبتغون الكتاب مما ملكت ایمانكم فكاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا ... مراد از كتاب مكاتبه است   ) به اینكه صاحب برده با برده قرار بگذارد كه بهای خود را از راه كسب و كار به او بپردازد و آزاد شود ( و ابتغا  مكاتبه این است كه برده از مولای خود در خواست كند كه با او مكاتبه نماید   به این كه مالی را از او بگیرد و او را آزاد 

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  158

-------------------------

كند در این آیه شریفه به صاحبان برده سفارش فرموده در خواست بردگان را بپذیرند   البته در صورتی كه در ایشان چیزی سراغ دارند .

و مراد از خیر   صلاحیت آزاد شدن ایشان است .

و اتوهم من مال الله الذی اتیكم - اشاره به این است كه از بیت المال سهمی از زكات را به اینگونه افراد كه قرآن ایشان را فی الرقاب خوانده اختصاص دهند   و همه مال المكاتبه و یا مقداری از آن را بدهند .

در این آیه و آیات سابق چند بحث فقهی مهم است كه باید به كتب فقهی مراجعه شود .

و لا تكرهوا فتیاتكم علی البغا  ان اردن تحصنا كلمه فتیات به معنای كنیزان و فرزندان ایشان است .

و كلمه بغا  به معنای زنا است   و این كلمه مفاعله از بغی است   و تحصن به معنای تعفف و ازدواج كردن است   و ابتغا  عرض حیات دنیا به معنای طلب مالی است .

و معنای آیه روشن است .

و اگر نهی از اكراه را مشروط كرده به اینكه : ) اگر خودشان خواستند تعفف كنند (   بدان جهت است كه اكراه در غیر این صورت تحقق پیدا نمی كند   سپس در صورت اكراه آنان را وعده مغفرت داده و فرموده : و هر یك از زنان نامبرده كه مالكشان ایشان را اكراه به زنا كرد   و بعد از اكراه به این عمل دست زدند   خدا آمرزنده و رحیم است   و معنای آیه روشن است .

و لقد انزلنا الیكم آیات مبینات و مثلا من الذین خلوا من قبلكم و موعظة للمتقین كلمه مثل به معنای صفت است   و ممكن است كه جمله : و لقد انزلنا ...   حال از فاعل در جمله توبوا باشد   كه در آیه قبلی بود   و ممكن هم هست كه جمله استینافیه و نو باشد .

و معنای آیه این است كه سوگند می خورم كه به سوی شما آیاتی نازل كردیم كه معارفی از دین برایتان بیان می كنند كه مایه رستگاری شما است   و صفتی است از سابقین   از اخیارشان و اشرارشان و با این آیات برایتان روشن كردیم كه چه چیزهایی را بگیرید و از چه چیزهایی اجتناب كنید   و نیز آیاتی است كه برای متقین از شما موعظه است .

بحث روایتی

در تفسیر قمی به سند خود از عبد الرحمن بن ابی عبد الله از امام صادق (علیه السلام)

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  159

-------------------------

روایت كرده كه در ذیل آیه : لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها فرموده : استیناس عبارت است از صدای پا و سلام كردن .

مؤلف : این روایت را صدوق هم در معانی الاخبار از محمد بن حسن به طور رفع از عبد الرحمان نامبرده از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده .

و در مجمع البیان از ابی ایوب انصاری روایت كرده كه گفت : به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)عرض كردم : كه استیناس به چه نحو صورت می گیرد   فرمود به اینكه آدمی تسبیح و حمد و تكبیر گوید و تنحنح كند تا اهل خانه بفهمند .

و از سهل بن سعد روایت شده كه گفت مردی سر زده وارد یكی از اطاقهای رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)شد   رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)داشت سر خود را شانه می زد   و فرمود : اگر من بدانم كه تو نگاه می كردی همان شانه را به دو چشمت می كوبیدم   اینطور استیذان كردن همان نگاه كردن و حرام است .

و روایت شده كه مردی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)پرسید آیا از مادرم هم اذن دخول بخواهم   فرمود : آری   گفت : آخر او غیر از من خادمی ندارد   باز هر وقت بر او وارد می شوم استیذان كنم   فرمود آیا دوست داری او را برهنه ببینی   آن مرد گفت نه فرمود : پس استیذان كن .

و نیز روایت شده كه مردی می خواست به خانه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در آید تنحنح كرد   حضرت از داخل خانه به زنی به نام روضه فرمود : بر خیز به این مرد یاد بده كه به جای تنحنح بگوید السلام علیكم آیا داخل شوم   آن مرد شنید و همینطور گفت .

پس فرمود : داخل شو .

مؤلف : در الدر المنثور هم از جمعی از صاحبان جوامع حدیث روایت اولی را از ابی ایوب   و دومی را از سهل بن سعد   و چهارمی را از عمرو بن سعد ثقفی آورده .

و در الدر المنثور است كه ابن مردویه از عبادة بن صامت روایت كرده كه شخصی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) پرسید : چرا در هنگام ورود به خانه ها باید استیذان كرد  

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  160

-------------------------

فرمود : كسی كه قبل از استیذان و سلام كردن چشمش داخل خانه مردم شود خدا را نافرمانی كرده   و دیگر احترامی ندارد   و می شود اذنش نداد .

و در تفسیر قمی در ذیل آیه : فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لكم گفته : امام فرمود : معنایش این است كه اگر كسی را نیافتید كه به شما اجازه دخول دهد داخل نشوید   تا كسی پیدا شود و به شما اجازه دهد .

و در همان كتاب در ذیل آیه لیس علیكم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسكونة فیها متاع لكم از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود : منظور از این بیوت حمامها و كاروانسراها و آسیابها است كه می توانی بدون اجازه داخل شوی .

و در كافی به سند خود از ابو عمر و زبیری از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه در حدیثی درباره واجبات اعضا  فرمود : بر چشم واجب كرده كه به آنچه خدا بر او حرام كرده ننگرد و از آنچه بر او حلال نیست اعراض كند   و ایمان و وظیفه چشم این است .

و خدای تبارك و تعالی فرموده : قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم و مؤمنین را نهی كرده از اینكه به عورت یكدیگر نگاه كنند   و مرد به عورت برادرش نگاه كند   و عورت خود را از اینكه دیگران ببینند حفظ كند   و نیز فرموده : و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و زنان مؤمن را نهی كرده از اینكه به عورت خواهر خود نگاه كنند   و نیز عورت خود را از اینكه دیگران به آن نگاه كنند حفظ نمایند .

آنگاه اضافه فرمودند كه در هر جای قرآن درباره حفظ فرج آیه ای هست مقصود حفظ آن از زنا است   مگر این آیه كه منظور در آن حفظ از نگاه است .

مؤلف : قمی هم در تفسیر خود ذیل این حدیث را از پدرش از ابن ابی عمیر از ابی بصیر از آن جناب روایت كرده   و نظیر آن را از ابی العالیه و ابن زید روایت كرده است .

و در كافی به سند خود از سعد الاسكاف از ابی جعفر (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود : جوانی از انصار در كوچه های مدینه به زنی برخورد كه می آمد - و در آن ایام زنان مقنعه خود را پشت گوش می انداختند - وقتی زن از او گذشت او را تعقیب كرد   و از پشت او را

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  161

-------------------------

می نگریست   تا داخل كوچه تنگی كه امام آن را زقه بنی فلان نامید   شد   و در آنجا استخوان و یا شیشه ای كه در دیوار بود به صورت مرد گیر كرده آن را بشكافت   همین كه زن از نظرش غایب شد متوجه گردید كه خون به سینه و لباسش می ریزد   با خود گفت : به خدا سوگند نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)می شوم و جریان را به او خبر می دهم .

سپس فرمود : جوان نزد آن جناب شد و رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)چون او را بدید پرسید چه شده   جوان جریان را گفت پس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد : قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبیر بما یصنعون .

مؤلف : نظیر این روایت را الدر المنثور از ابن مردویه   از علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت كرده   و ظاهر آن این است كه مراد از امر به چشم پوشی در آیه شریفه   نهی از مطلق نگاه به زن اجنبی است   همچنان كه ظاهر بعضی از روایات سابق این است كه آیه شریفه نهی از نگاه به خصوص فرج غیر است .

و در آن كتاب ) كافی ( به سند خود از مروك بن عبید   از بعضی از اصحاب امامیه از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه گفت : به وی عرض كردم : زنی كه به انسان محرم نیست چه مقدار نگاه به او حلال است   فرمود : صورت و كف دو دست   و دو قدمها .

مؤلف : این روایت را صدوق در خصال از بعضی از اصحاب ما امامیه از آن جناب آورده   و عبارت روایت او چنین است .

صورت و دو كف و دو قدم .

و در قرب الاسناد حمیری از علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل كرده كه به آن جناب عرضه داشتم : برای مرد چه مقدار جایز است كه به زن غیر محرم نگاه كند   فرمود : صورت و كف دست و محل سوار ( دستبند ) .

و در كافی به سند خود از عباد بن صهیب روایت كرده كه گفت .

از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود : نظر كردن به سر اهل تهامه   و اعراب بادیه و همچنین اهل سواد و علوج ( كفار ) عیبی ندارد   چون اگر ایشان را نهی كنی منتهی نمی شوند .

و نیز فرمود : زن دیوانه و كم عقل   كه نگاه كردن به موی او و به بدنش عیبی ندارد  

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  162

-------------------------

در صورتی است كه نگاه عمدی نباشد .

مؤلف : گویا مقصود امام (علیه السلام) از جمله در صورتی كه عمدی نباشد ریبه و شهوت است .

و در خصال است كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود : یا علی اولین نظری كه به زن اجنبی كنی عیبی ندارد   ولی نظر دوم مسؤولیت دارد و جایز نیست .

مؤلف : نظیر این روایت را الدر المنثور از جمعی از اصحاب جوامع حدیث از بریدة از آن جناب نقل كرده   كه عبارتش چنین است : رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)به علی (علیه السلام) فرمود : دنبال نگاه به نامحرمان نگاهی دیگر مكن   كه اولی برایت بس است   و دومی را حق نداری .

و در جوامع الجامع از ام سلمه روایت آورده كه گفت : نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)بودم   و میمونه هم حاضر بود   كه پسر ام مكتوم آمد   و این در موقعی بود كه ما را به حجاب امر فرموده بود   به ما فرمود : در پرده شوید   عرضه داشتیم یا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)ابن ام مكتوم كه نابینا است ما را نمی بیند   فرمود آیا شما هم نابینایید   مگر شما او را نمی بینید   .

مؤلف : این را الدر المنثور هم از ابی داوود و ترمذی و نسائی و بیهقی از ام سلمه نقل كرده اند .

و در فقیه آمده كه حفص ابن البختری از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود : سزاوار نیست برای زن كه در برابر زنان یهود و نصاری برهنه شود   چون می روند و نزد شوهران خود تعریف می كنند .

و در مجمع البیان در ذیل جمله : او ما ملكت ایمانهن گفته است كه بعضی گفته اند : منظور از آن غلام و كنیز   از بردگان است   و این قول از امام صادق (علیه السلام) .

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  163

-------------------------

هم روایت شده .

و در كافی به سند خود از عبد الرحمان بن ابی عبد الله روایت كرده كه گفت : از آن جناب پرسیدم : منظور از غیر اولی الاربة كیست   فرمود : احمق و اشخاص تحت ولایت غیر   كه زن نمی خواهند .

و در همان كتاب به سند خود از محمد بن جعفر از پدرش از آبائش (علیهم السلام) روایت كرده كه فرمود : رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود : هر كس از ترس عیالمند شدن ازدواج نكند   نسبت به خدای عز و جل سو  ظن دارد و خدا می فرماید ان یكونوا فقرا  یغنهم الله من فضله .

مؤلف : در معانی گذشته روایات بسیار زیادی از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) رسیده   كه هر كس بخواهد باید برای دیدن آنها به كتب حدیث مراجعه نماید .

و در كتاب فقیه است كه علا  از محمد بن مسلم از ابی عبد الله (علیه السلام) روایت كرده كه در معنای آیه : فكاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا فرمود : خیر این است كه مسلمان شوند و شهادت به وحدانیت حق و رسالت خاتم الانبیا  (صلی الله علیه وآله وسلم)بدهند   و یك كاری در دست داشته باشند كه بتوانند مال المكاتبه را بپردازند و یا صنعت و حرفه ای داشته باشند .

مؤلف : در این معنا باز روایات دیگری هست .

و در كافی به سند خود از علا  بن فضیل از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه در تفسیر آیه فكاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا و آتوهم من مال الله الذی اتیكم فرمود : اگر نخواستی بهای او را كم كنی   بعضی اقساط او را می بخشی   البته بیشتر از مقدار استطاعتت هم نمی بخشی   عرضه داشتم : مثلا چقدر ببخشم   فرمود : امام ابو جعفر (علیه السلام) از شش هزار درهم هزار درهم را صرفنظر كرد .

مؤلف : و در مجمع البیان   و همچنین در الدر المنثور از علی (علیه السلام) روایت شده كه آن مقدار چهار یك قیمت است و آنچه از ظواهر اخبار استفاده می شود این است كه

ترجمة المیزان ج : 15 - ص :  164

-------------------------

حدی برای آن معین نشده   كه با اصل قیمت نسبت معین از یك ششم و یا یك چهارم و یا غیر آن داشته باشد .

و در ذیل جمله : و فی الرقاب   در جلد نهم این كتاب روایتی از عیاشی گذشت كه به مكاتب از سهم فی الرقاب چیزی از زكات داده می شود .

و در تفسیر قمی در ذیل آیه و لا تكرهوا فتیاتكم علی البغا  ان اردن تحصنا گفته كه : عرب و قریش رسمشان این بود كه كنیزانی را می خریدند و از ایشان ضریب سنگین ) نوعی مالیات ( می گرفتند   بعد می گفتند بروید زنا كنید و برای ما پول بیاورید   كه خدای تعالی در این آیه ایشان را از این عمل نهی فرمود   در آخر هم فرمود : خدا چنین كنیزانی را در صورتی كه مجبور به این كار شده باشند می آمرزد .

و در مجمع البیان در ذیل جمله لتبتغوا عرض الحیوة الدنیا گفته كه بعضی گفته اند : عبد الله بن ابی شش كنیز داشت و آنان را مجبور می كرد به زنا دادن   همین كه آیه تحریم زنا نازل شد كنیزان او نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)آمدند و از آن جناب تكلیف خواسته و از وضع خود شكوه كردند   پس آیه شریفه نازل شد .

مؤلف : در اینكه عبد الله بن ابی كنیزانی داشت و آنان را به زنا اكراه می كرد   روایات دیگری هست   كه الدر المنثور آنها را نقل كرده   و این روایت را هم آورده .

و اما اینكه این جریان بعد از نزول تحریم زنا باشد ضعیف است   برای اینكه زنا در مدینه تحریم نشد   بلكه در مكه و قبل از هجرت تحریم شد   و بلكه حرمت آن از همان آغاز ظهور دعوت حقه از ضروریات این دین به شمار می رفت   و در تفسیر سوره انعام گذشت كه حرمت فواحش كه یكی از آنها زنا است از احكام عامه ای است كه اختصاص به شریعت اسلام نداشته .



نوع مطلب : ضمائم، 
برچسب ها : حجاب در قرآن،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 6 تیر 1396 07:55 ب.ظ
First off I would like to say excellent blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you
don't mind. I was curious to know how you center yourself and clear your thoughts prior
to writing. I have had a difficult time clearing my mind in getting my thoughts out.

I truly do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are lost simply just trying to figure out how
to begin. Any recommendations or tips? Many thanks!
شنبه 23 اردیبهشت 1396 07:38 ب.ظ
Your method of describing all in this piece of writing is truly fastidious, every one be able
to easily understand it, Thanks a lot.
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:43 ق.ظ
We're a bunch of volunteers and starting a brand new scheme in our community.
Your website provided us with helpful information to work on. You have done
a formidable process and our whole group will likely be grateful to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی